لقمان
نيکوکاران کيانند؟
اين سوره ، با ذکر عظمت و اهميت قرآن آغاز مى شود، و بيان حروف مقطعه در ابتداى آن نيز اشاره لطيفى به همين حقيقت است ، که اين آيات که از حروف ساده الفبا ترکيب يافته ، چنان محتوائى بزرگ و عالى دارد که سرنوشت انسانها را به کلى دگرگون مى سازد (الم ).
لذا بعد از ذکر (حروف مقطعه ) مى گويد: (اين آيات کتاب حکيم است ) (تلک آيات الکتاب الحکيم ).
(تلک ) در لسان عرب براى اشاره به دور است ، و کرارا گفته ايم که اين تعبير مخصوصا کنايه از عظمت و اهميت اين آيات است گوئى در اوج آسمانها و در نقطه دور دستى قرار گرفته !
توصيف (کتاب ) به (حکيم ) يا به خاطر استحکام محتواى آن است ، چرا که هرگز باطل به آن راه نمى يابد، و هر گونه خرافه را از خود دور مى سازد جز حق نمى گويد، و جز به راه حق دعوت نمى کند، درست در مقابل (لهو الحديث ) (سخنان بيهوده ) که در آيات بعد مى آيد قرار دارد.
و يا به معنى آن است که اين قرآن همچون دانشمند حکيمى است که در عين خاموشى با هزار زبان سخن مى گويد، تعليم مى دهد، اندرز مى گويد، تشويق مى کند، انذار مى نمايد، داستانهاى عبرت انگيز بيان مى کند، و خلاصه به تمام معنى داراى حکمت است ، و اين سرآغاز، تناسب مستقيمى دارد با سخنان لقمان حکيم که در اين سوره از آن بحث به ميان آمده .
البته هيچ مانعى ندارد که هر دو معنى (حکمت ) در آيه فوق منظور باشد.
آيه بعد هدف نهائى نزول قرآن را با اين عبارت بازگو مى کند: (اين کتاب حکيم مايه هدايت و رحمت براى نيکوکاران است ) (هدى و رحمة للمحسنين ).
(هدايت ) در حقيقت مقدمه اى است براى (رحمت پروردگار)، چرا که انسان نخست در پرتو نور قرآن حقيقت را پيدا مى کند و به آن معتقد مى شود، و در عمل خود آن را به کار مى بندد، و به دنبال آن مشمول رحمت واسعه و نعمتهاى بى پايان پروردگار مى گردد.
قابل توجه اينکه در اينجا قرآن ، مايه هدايت و رحمت (محسنين ) شمرده شده ، و در آغاز سوره نمل ، مايه هدايت و بشارت (مؤ منين ) (هدى و بشرى للمؤ منين ).
و در آغاز سوره بقره ، مايه هدايت (متقين ) (هدى للمتقين ).
اين تفاوت تعبير ممکن است به خاطر آن باشد که بدون تقوا و پرهيزگارى روح تسليم و پذيرش حقائق در انسان زنده نمى شود، و طبعا هدايتى در کار نخواهد بود.
و از اين مرحله پذيرش حق که بگذريم ، مرحله ايمان فرا مى رسد که علاوه بر هدايت ، بشارت به نعمتهاى الهى نيز وجود خواهد داشت .
و اگر از مرحله تقوى و ايمان فراتر رويم و به مرحله عمل صالح برسيم رحمت خدا نيز در آنجا افزوده مى شود.
بنابراين سه آيه فوق ، سه مرحله پى در پى از مراحل تکامل بندگان خدا را بازگو مى کند: مرحله پذيرش حق ، مرحله ايمان و مرحله عمل ، و قرآن در اين سه مرحله به ترتيب مايه هدايت و بشارت و رحمت است (دقت کنيد).
آيه بعد محسنين را با سه وصف ، توصيف کرده ، مى گويد: (آنها کسانى هستند که نماز را بر پا مى دارند، زکات را ادا مى کنند، و به آخرت يقين دارند) (الذين يقيمون الصلوة و يؤ تون الزکاة و بالاخرة هم يوقنون ) پيوند آنها با خالق از طريق نماز، و با خلق خدا از طريق زکات ، قطعى است و يقين آنها به دادگاه قيامت انگيزه نيرومندى است براى پرهيز از گناه و براى انجام وظائف .
و در آخرين آيه مورد بحث عاقبت و سرانجام کار (محسنين ) را چنين بيان مى کند: (آنها بر طريق هدايت پروردگارشان هستند، و آنها رستگارانند) (اولئک على هدى من ربهم و اولئک هم المفلحون ).
جمله (اولئک على هدى من ربهم )، از يکسو نشان مى دهد که هدايت آنها از طرف پروردگارشان تضمين شده است ، و از سوى ديگر تعبير (على )، دليل بر اين است که گوئى هدايت براى آنها يک مرکب راهوار است ، و آنها بر اين مرکب سوار و مسلطند.
و از اينجا تفاوت اين (هدايت ) با هدايتى که در آغاز سوره آمده روشن مى شود، چرا که هدايت نخستين همان آمادگى پذيرش حق است ، و اين هدايت برنامه وصول به مقصد مى باشد.
ضمنا جمله اولئک هم المفلحون که طبق ادبيات عرب ، دليل بر حصر است ، نشان مى دهد که تنها راه رستگارى ، همين راه است ، راه نيکوکاران ، راه آنها که با خدا و خلق خدا در ارتباطند، و راه آنها که به مبدء و معاد ايمان کامل دارند. ندارد